تبليغاتX
بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری)

بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری)

آستاره صُحو بُگویین نَهلی شَو بِمَهنِه><زیتری دِرآو که دی ریشه شو بِکَهنِه

 

 

                حکیم عمر خیام
img/daneshnameh_up/7/77/khayam-neyshabor.gif                                                  
امام غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری یکی از حکما و ریاضی دانان و شاعران بزرگ ایران در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است. سال ولادت او دقیقاً مشخص نیست. او در شهر نیشابور به دنیا آمد. به این علت به او خیام می گفتند که پدرش به شغل خیمه دوزی مشغول بوده است.

او از بزرگترین دانشمندان عصر خود به حساب می آمد و دارای هوشی فوق العاده بوده و حافظه ای نیرومند و قوی داشت. در دوران جوانی خود به فراگیری علم و دانش پرداخته به طوری که در فلسفه، نجوم و ریاضی به مقامات بلندی رسید و در علم طب نیز مهارت داشته به طوری که گفته شده او سلطان سنجر را که در زمان کودکی به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه کرد.

او به دو زبان فارسی و عربی نیز شعر می سرود و در علوم مختلف کتابهای با ارزشی نوشته است. خیام در زمان خود دارای مقام و شهرت بوده است و معاصران او همه وی را به لقبهای بزرگی مانند امام، فیلسوف و حجة الحق ستوده اند. او در زمان دولت سلجوقیان زندگی می کرد که قلمرو حکومت آنان از خراسان گرفته تا کرمان، ری، آذربایجان و کشورهای روم، عراق و یمن و فارس را شامل می شد.

خیام معاصر با حکومت آلپ ارسلان و ملکشاه سلجوقی بود. در زمان حیات خیام حوادث مهمی به وقوع پیوست از جمله جنگهای صلیبی، سقوط دولت آل بویه، قیام دولت آل سلجوقی و... . خیام بیشتر عمر خود را در شهر نیشابور گذراند ودر طی دوران حیات خود فقط دو بار از نیشابور خارج شد سفر اول برای انجام دادن مراسم حج و سفر دوم به شهر ری و بخارا بوده است. خیام در علم نجوم مهارتی تمام داشت به طوری که گروهی از منجمین که با او معاصر بودند در بنای ساختن رصد خانه سلطان ملکشاه سلجوقی همکاری کردند و همچنین به درخواست سلطان ملکشاه سلجوقی تصمیم به اصلاح تقویم گرفت که به تقویم جلالی معروف است. خیام در دوران زندگی خود از جهت علمی و فلسفی به معروفیت رسید و مورد احترام علما و فیلسوفان زمان خود بود.

شهرت او گرچه بیشتر به شاعری است اما در واقع خیام فیلسوف و ریاضی دانی بود که به آثار ابوعلی سیناپرداخت و یکی از خطبه های معروف او را در باب یکتایی خداوند به فارسی ترجمه کرد. اولین اشاره ای که به شعر خیام شده، صدسال پس از مرگ اوست.
نوشته اند:که خیام را به تدریس و نوشتن کتاب رغبت چندانی نبود. شاید به دلیل آنکه شاگردان هوشمند برگزیده ای پیرامون خود نمی یافت و چه بسا از آن جهت که اوضاع روزگار خود را، که مقارن حکومت سلجوقیان و مخالفت شدید با فلسفه و زمان رونق بازار بحث ها و جدل های فقیهان و ظاهربینان بود، شایسته ابراز اندیشه های آزاد و بلند نمی دید. با این همه، از او نوشته های بسیار برجای مانده که در قرون وسطی به لاتین ترجمه شد و مورد توجه اروپائیان قرار گرفت.

رساله وی در جبر و مقابله و رساله ای دیگر، که در آن به طرح و پاسخگویی به مشکلات هندسه اقلیدس پرداخته، از جمله مشهورترین آثار ریاضی اوست.

خیام منجم بود و تقویم امروز ایرانی، حاصل محاسباتی است که او و عده ای از دانشمندانی دیگر، در زمان جلال الدین ملک شاه سلجوقی انجام دادند و به نام وی تقویم جلالی خوانده می شود. خیام در باب چگونگی محاسبات نجومی خود رساله ای نیز نوشته است. وی علاوه بر ریاضی و نجوم، متبحر در فلسفه، تاریخ جهان،زبانشناسی و فقه نیز بود. علوم و فلسفه یونان را تدریس می کرد و دانشجویان را به ورزش جسمانی و پرورش نفس تشویق می کرد. از همین رو، بسیاری از صوفیان و عارفان زمان، او را به خود نزدیک می یافته اند.

بنا به روایتی خیام سفرهایی به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان کرد و همه جا با روشنی تمام در باب حیرت و سرگشتگی فلسفی خویش سخن می گفت و معتقدات دینی را مورد تردید قرار می داد. رساله ای در کیفیت معراج، رساله دیگر درباره علوم طبیعی و کتاب های بسیار به زبان های فارسی و عربی حاصل زندگی نسبتا طولانی اوست.

از آثار معروف فارسی منسوب به عمر خیام، رساله نوروز نامه است که با نثری ساده و شیوا، پیدایی نوروز و آداب برگزاری آن را در دربار ساسانیان بازگو نموده. او در این رساله با شیفتگی تمام درباره آیین جهانداری شاهنشاهان کهن ایرانی و پیشه ها و دانش هایی که مورد توجه آنان بوده سخن رانده و تنی چند از شاهان داستانی و تاریخی ایران را شناسانده است.


ویژگیهای شعر خیام


شعر خیام، در قالب رباعی، شعری کوتاه، ساده و بدون هنرنمایی های فضل فروشانه و در عین حال حاوی معانی عمیق فلسفی و حاصل اندیشه آگاهانه متفکری بزرگ در مقابل اسرار عظیم آفرینش است. تعداد واقعی رباعیات خیام را حدود هفتاد دانسته اند، حال آن که بیش از چند هزار رباعی به او نسبت داده می شود. در دنیای ادب و هنر بیرون از مرزها، خاصه در جهان انگلیسی زبان، خیام معروف ترین شاعر ایرانی است که شهرتش از محافل علمی و ادبی بسیار فراتر رفته است. این شهرت مرهون ترجمه رباعیات او به وسیله ادوارد فیتز جرالد شاعر انگلیسی است. اوست، که در قرن نوزدهم میلادی، افکار بزرگ فیلسوف و شاعر را به جهانیان شناساند و موجب توجه همگان به این اعجوبه علم و هنر گردید.

در حدود دوازده اثر از خیام در علم و فلسفه به جای مانده است، اما همین آثار اندک، وی را در سراسر جهان به شهرت رسانده است. از مهمترین آنها" کتاب جبر" اوست که بهترین اثر در نوع خود در ریاضیات است. از دیگر آثار او می توان به رساله فی شرح ما اشکال من مصادرات اقلیدس، رساله فی ابراهین علی المسائل الجبر و المقابله (جبر خیام)، میزان الحکم، رساله الکون و التکلیف، الجواب عم ثلاث مسائل اضیاء العقلی، رساله فی الوجود، رساله فی کلیه الوجود، نوروزنامه و کتاب الزیج الملکشاهی که به رومی نیز ترجمه شده ، اشاره کرد.



اشعار خیام بیشتر به زبان پارسی و تازی هستند مضمون عمده رباعیات خیام شک و حیرت، توجه به مرگ و فنا و تذکر در مورد مغتنم شمردن عمر آدمی است.

سرانجام شاعر بزرگ در سال 517 ﻫ . ق در شهر نیشابور دارفانی را وداع گفت.

او قبل از مرگ خود محل آرامگاه خود را پبش بینی کرده بود که نظامی عروضی در ملاقاتی که با وی داشته این پیش بینی را اینطور بیان کرده : "گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشان می کند ." نظامی عروضی بعد از چهار سال که از وفات خیام می گذشت به شهر نیشابور رفته و به زیارت مرقد این شاعر بزرگ رفته و با کمال تعجب دید که قبر او درست در همان جایی است که او گفته بود.
  تصویر                                               

ویژگی سخن

خیام در زمینه ادبیات و شعر، بیشترین معروفیت را در رباعیات به دست آورده چون رباعیات او بسیار ساده و بی آلایش و دور از تکلف و تصنع نوع زبان شعری است در عین اینکه شامل فصاحت و بلاغت است دارای معانی عالی و استوار است. خیام در این رباعیها افکار فلسفی خود را به زیباترین شکل بیان می کند و این رباعیها را غالباً در دنبال تفکرات فلسفی خود سروده و به همین علت است که خیام در زمان خود شهرتی در شاعری نداشته و بیشتر به عنوان حکیم و فیلسوف معروف بوده اما بعدها که رباعیهای لطیف و فیلسوفانه او مشهود شد نام او در شمار شاعرانی قرار گرفت که شهرت جهانی پیدا کردند. خصوصیات دیگری که در اشعار خیام نمودار است این است که سخنش در کمال متانت و سنگینی است.

اهل شوخی و مزاح نیست، با کسی کار ندارد چون او حکیمی است متفکر، دنبال سخنوری نیست و هنگامی که در اشعارش دقت می کنیم متوجه می شویم که افکار شعری او بر دو یا سه موضوع بیشتر نیست: یادآوری مرگ، تأسف بر ناپایدار بودن زندگی و بی اعتباری روزگار. از میان شعرای بزرگ ایران کمتر کسی به اندازه خیام است که شهرت جهانی داشته باشد چون اشعار او به زبانهای مختلف ترجمه شده است.


گزیده ای از اشعار

ابر آمد و باز بر سر سبزه گزیست
بی باده گلرنگ نمی باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست

      •  

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

      •  

می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصل از ایام جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سر مست
خوش باش دمی که زندگانی این است

      •  

بر شاخ امید اگر بری یافتمی
هم رشته خویش را سری یافتمی
تا چند ز تنگنای زندان وجود
ای کاش سوی عدم دری یافتمی

      •  



از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده ای
کو که به ما گوید راز
هان بر سر این دو راهه آز و نیاز

چیزی نگذاری که نمی
آیی باز

      •  

ای دل! غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نه ای غمان
بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید

خوش باش غم بوده و نابوده
مخور

      •  

در دایره ای که آمدن ،رفتن ماست
آن را نه بدایت نه
نهایت پیداست
کس می نزند دمی در این عالم راست

کاین آمدن از کجا و رفتن به
کجاست

      •  

این یک دو سه روزه نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و
چون باد به دشت
هرگز غم ایام مرا یاد نگشت

روزی که نیامدست و روزی که گذشت



در کـــارگــه کـــوزه گری رفـــــتم دوش

دیــــدم دو هـــزار کـــوزه گویا و
خموش
ناگاه یکـــی کوزه بـــر آورد خـــــــروش

کــو کوزه گر و کوزه خر و
کوزه فروش

معرفی آثار
1- رساله ای در جبر و مقابله
2- رساله ای در شرح اصول اقلیدس
3- زیج ملکشاهی یا زیج جلالی
4- رساله ای در طبیعیات
5- رساله در وجود
6- رساله فلسفی که در آن از حکمت الهی در آفرینش عالم و تکالیف مردم و عبادات بحث می کند.
7- رساله ای در اختلاف فصول و اقالیم
8- نوروز نامه که درباره رسوم و اعیاد ایرانیان به ویژه تاریخ و آداب ایرانیان در روز عید نوروز است.
9- دیوان رباعیات
10_ رساله فی براهین الجبر و المقابله
11_ رساله تکلیف
12-رساله ای در شرح مشکلات کتاب مصادرات اقلیدس
13_رساله روضه القلوب
14_رساله ضیاء العلی
15_رساله میزان الحکمه
16_رساله ای در صورت و تضاد
17_ترجمه خطبه ابن سینا
18_رساله مشکلات ایجاب
11_رساله ای در بیان زیگ ملک شاهی
12_رساله نضام الملک در بیان حکومت
13_رساله لوازم الا کمنه
14_اشعار عربی خیام
15_عیون الحکمه
16_رساله معراجیه
17_رساله در علم کلیات
20_رساله در تحقیق معنی وجود
21_رساله ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب

 

برای خواندن تحلیل دیگری دربارۀ عمر خیام روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 18  توسط فرهود جمالی  | 

"سرزمین پنج خورشید" وبلاگی است که بیشتر به مسائل ادبی،هنری می پردازد.مطلب زیبایی را "کیارش" به نگارش درآورده که خواندنش خالی از لطف نیست...

                                       

سهم بختیاری ها از سینمای بومی

...موسیقی بختیاری را می توان بهترین نمونه ی این جلب توجه دانست. پرداختن به تاریخ موسیقی بختیاری علاوه براینکه نیازمند تخصص کافی و صرف زمان بیشتری است ازداشته های من نیز فراتر است. اما برای درک موضوع  توضیحی ساده را انتخاب می نمایم. از سالهای دور تا اکنون، بیشمار خواننده‏گانی در عرصه ی موسیقی بختیاری فعالیت داشته اند و نمی توان منکر نقش سازنده ی ایشان در پیشرفت و گسترش این هنر شد. اما در این بین یک نفر بارزتر از دیگران موسیقی بختیاری را دچار تحول بنیادی نمود. بنابراین اگر امروز میزان علاقه مندی مردم به موسیقی بختیاری بیش از همیشه است و شخصیت هنری موسیقی بختیاری افزون تر از پیش ،باید این مهم را مرهون تلاش مستمر استاد جاودان" بهمن علاءالدین" بدانیم. اگر از این جماعت فرهیخته ی بختیاری چند تن چون استاد علاءالدین در شاخه های دیگر هنر بومی فعالیت داشتند ، توجه ی زادگان زاگرس به فرهنگ فاخر بختیاری صد چندان بود.

به یاد دارم زمانی که تیم فوتبال ایران برای اولین بار راهی مسابقات جهانی آرژانتین (1978) شد در مطبوعات نوشته شده بود « فوتبال ما جهانی شد اما ادبیات ما چه؟» این جمله مصداق این است که موسیقی بختیاری شناسانده شد اما دیگر هنرها چه؟ درست است که موسیقی و آواز به دلیل قدمت و ریشه دار بودن در زنده گی قوم بختیاری از دیرباز چهاچوب هنری خود را داشته است، اما...

 

متن کامل را در اینجا بخوانید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 21  توسط فرهود جمالی  | 

 

 داستان بیژن و منیژه

 

شبی چون شبه روی شسته بقیردگرگونه آرایشی کرد ماهشده تیره اندر سرای درنگز تاجش سه بهره شده لاژوردسپاه شب تیره بر دشت و راغنموده ز هر سو بچشم اهرمنچو پولاد زنگار خورده سپهرهرآنگه که برزد یکی باد سردچنان گشت باغ و لب جویبارفرو ماند گردون گردان بجایسپهر اند آن چادر قیرگونجهان از دل خویشتن پر هراسنه آوای مرغ و نه هرای ددنبد هیچ پیدا نشیب از فرازبدان تنگی اندر بجستم ز جایخروشیدم و خواستم زو چراغمرا گفت شمعت چباید همیبدو گفتم ای بت نیم مرد خواببنه پیشم و بزم را ساز کنبیاورد شمع و بیامد بباغمی آورد و نار و ترنج و بهیمرا گفت برخیز و دل شاددارنگر تا که دل را نداری تباهجهان چون گذاری همی بگذردگهی می گسارید و گه چنگ ساختدلم بر همه کام پیروز کردبدان سرو بن گفتم ای ماهرویکه دل گیرد از مهر او فر و مهرمرا مهربان یار بشنو چگفتبپیمای می تا یکی داستان نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیربسیچ گذر کرد بر پیشگاهمیان کرده باریک و دل کرده تنگسپرده هوا را بزنگار و گردیکی فرش گسترده از پرزاغچو مار سیه باز کرده دهنتو گفتی بقیر اندر اندود چهرچو زنگی برانگیخت ز انگشت گردکجا موج خیزد ز دریای قارشده سست خورشید را دست و پایتو گفتی شدستی بخواب اندرونجرس برکشیده نگهبان پاسزمانه زبان بسته از نیک و بددلم تنگ شد زان شب دیریازیکی مهربان بودم اندر سرایبرفت آن بت مهربانم ز باغشب تیره خوبت بباید همییکی شمع پیش آر چون آفتاببچنگ ار چنگ و می آغاز کنبرافروخت رخشنده شمع و چراغزدوده یکی جام شاهنشهیروان را ز درد و غم آزاد دارز اندیشه و داد فریاد خواهخردمند مردم چرا غم خوردتو گفتی که هاروت نیرنگ ساختکه بر من شب تیره نوروز کردیکی داستان امشبم بازگونیبدو اندرون خیره ماند سپهرازان پس که با کام گشتیم جفتبگویمت از گفته​ی باستان

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 12  توسط فرهود جمالی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 18  توسط فرهود جمالی  | 

 

حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی شاعر حماسه‌سرای ایرانی و گویندهٔ شاهنامهٔ فردوسی است که مشهورترین اثر حماسی فارسی است و طولانی‌ترین منظومه به زبان فارسی تا زمان خود بوده‌است. او را از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌گو دانسته‌اند.

 

بنا به نظر پژوهشگران امروزی، فردوسی در حدود سال ۳۱۹ هجری شمسی در روستای باژ در نزدیکی طوس در خراسان متولد شد.استدلالی که منجر به استنباط سال ۳۱۹ شده‌است شعر زیر است که محققان بیت آخر را اشاره به به قدرت رسیدن سلطان محمود غزنوی در سال ۳۷۵ شمسی می‌دانند:

بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت

 

نوان‌تر شدم چون جوانی گذشت

[...]

 

 

فریدون بیداردل زنده شد

 

زمین و زمان پیش او بنده شد

 
 
 
 
 
بقیه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 16  توسط فرهود جمالی  | 

 

پادشاهی خسرو پرویز

 

ز یزدان پذیرفتم این تخت نوشما نیز دلها بفرمان دهیداز آزردن مردم پارساسوم دور بودن ز چیز کسانکه درگاه و بی​گه کسی رابسوختدگر هرچ در مردمی در خوردنباشد مرا باکسی داوریکرا گوهر تن بود با نژادنباشد شما را جز از ایمنیهرآنکس که بشنید گفتار شاهبرفتند شاد از بر تخت اوسپهبد فرود آمد از تخت شادچو پنهان شد آن چادر آبنوسجهانگیر شد تابنزد پدرچو دیدش بنالید و بردش نمازبدو گفت کای شاه نابختیارتو دانی که گر بودمی پشت تونگر تا چه فرمایی اکنون مراگر ای دون که فرمان دهی بر درتنجویم کلاه و نخواهم سپاهبدو گفت هر مزد ای پرخردمرا نزد تو آرزو بد سه چیزیکی آنک شبگیر هر بامدادو دیگر سواری ز گردنکشانبر من فرستی که از کارزاردگر آنک داننده مرد کهننوشته یکی دفتر آرد مراسیم آرزوی آنک خال تواندنبینند زین پس جهان را بچشمبدو گفت خسرو که ای شهریار همین روشن و مایه وربخت نوبهرکار بر ما سپاسی نهیدو دیگر کشیدن سر از پادشاکه دودش بود سوی آنکس رسانببی مایه چیزی دلش برفروختمر آن را پذیرنده باشد خرداگر تاج جوید گر انگشترینگوید سخن با کسی جز بدادنیازد بکردار آهرمنیهمی آفرین خواند برتاج و گاهبسی آفرین بود بر بخت اوهمه شب ز هرمز همی​کرد یادبگوش آمد از دوربانگ خروشنهانش پر ازدرد وخسته جگرهمی​بود پیشش زمانی درازز نوشین روان در جهان یادگاربسوزن نخستی سر انگشت توغم آمد تو را دل پر از خون مرایکی بنده​ام پاسبان سرتببرم سرخویش در پیش شاههمین روز سختی ز من بگذردبرین بر فزونی نخواهیم نیزکنی گوش ما را به آواز شادکه از رزم دیرینه دارد نشانسخن گوید و کرده باشد شکارکه از شهریاران گزارد سخنبدان درد و سختی سرآرد مراپرستنده و ناهمال تواندبریشان برانی برین سوک خشممباد آنک برچشم تو سوکوار

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 0  توسط فرهود جمالی  | 

 

داستان سیاوش

 

کنون ای سخن گوی بیدار مغزسخن چون برابر شود با خردکسی را که اندیشه ناخوش بودهمی خویشتن را چلیپا کندولیکن نبیند کس آهوی خویشاگر داد باید که ماند بجایچو دانا پسندد پسندیده گشتزگفتار دهقان کنون داستانکهن گشته این داستانها ز مناگر زندگانی بود دیریازیکی میوه​داری بماند ز منازان پس که بنمود پنچاه و هشتهمی آز کمتر نگردد بسالچه گفتست آن موبد پیش روتو چندان که گویی سخن گوی باشچو رفتی سر و کار با ایزدستنگر تا چه کاری همان بدرویدرشتی ز کس نشنود نرم گویبه گفتار دهقان کنون بازگردچنین گفت موبد که یک روز طوسخود و گیو گودرز و چندی سواربه نخچیر گوران به دشت دغویفراوان گرفتند و انداختندبدان جایگه ترک نزدیک بودیکی بیشه پیش اندر آمد ز دورهمی راند در پیش با طوس گیوبران بیشه رفتند هر دو سواربه بیشه یکی خوب رخ یافتندبه دیدار او در زمانه نبودبدو گفت گیوای فریبنده ماه یکی داستانی بیآرای نغزروان سراینده رامش بردبدان ناخوشی رای اوگش بودبه پیش خردمند رسوا کندترا روشن آید همه خوی خویشبیآرای ازین پس بدانا نمایبه جوی تو در آب چون دیده گشتتو برخوان و برگوی با راستانهمی نو شود بر سر انجمنبرین وین خرم بمانم درازکه نازد همی بار او بر چمنبسر بر فراوان شگفتی گذشتهمی روز جوید بتقویم و فالکه هرگز نگردد کهن گشته نوخردمند باش و جهانجوی باشاگر نیک باشدت جای ار بدستسخن هرچه گویی همان بشنویبه جز نیکویی در زمانه مجوینگر تا چه گوید سراینده مردبدانگه که برخاست بانگ خروسبرفتند شاد از در شهریارابا باز و یوزان نخچیر جویعلوفه چهل روزه را ساختندزمینش ز خرگاه تاریک بودبه نزدیک مرز سواران تورپس اندر پرستنده​ای چند نیوبگشتند بر گرد آن مرغزارپر از خنده لب هر دو بشتافتندبرو بر ز خوبی بهانه نبودترا سوی این بیشه چون بود راه

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 13  توسط فرهود جمالی  | 

 

پادشاهی اردشیر پاپکان

 

 

به بغداد بنشست بر تخت عاجکمر بسته و گرز شاهان به دستشهنشاه خواندند زان پس وراچو تاج بزرگی به سر برنهادکه اندر جهان داد گنج منستکس این گنج نتواند از من ستدچو خشنود باشد جهاندار پاکجهان سر به سر در پناه منستنباید که از کارداران منبخسپد کسی دل پر از آرزویگشادست بر هرکس این بارگاههمه انجمن خواندند آفرینفرستاد بر هر سوی لشکریسر کینه​ورشان به راه آوریدبدانگه که شاه اردوان را بکشتبدان فر و اورند شاه اردشیرکه بنوشت بیدادی اردوانچنو کشته شد دخترش را بخواستدو فرزند او شد به هندوستاندو ایدر به زندان شاه اندرونبه هندوستان بود مهتر پسرفرستاده​یی جست با رای و هوشچو از پادشاهی ندید ایچ بهربدو گفت رو پیش خواهر بگویبرادر دو داری به هندوستاندو در بند و زندان شاه اردشیرتو از ما گسسته بدین گونه مهرچو خواهی که بانوی ایران شویهلاهل چنین زهر هندی بگیرفرستاده آمد بهنگام شام

به سر برنهاد آن دلفروز تاجبیاراسته جایگاه نشستز گشتاسپ نشناختی کس وراچنین کرد بر تخت پیروزه یادجهان زنده از بخت و رنج منستبد آید به مردم ز کردار بدندارد دریغ از من این تیره خاکپسندیدن داد راه منستز سرهنگ و جنگی سواران منگر از بنده گر مردم نیک​خویز بدخواه وز مردم نیک​خواهکه آباد بادا به دادت زمینکه هرجا که باشد ز دشمن سریگر آیین شمشیر و گاه آوریدز خون وی آورد گیتی به مشتشده شادمان مرد برنا و پیرز داد وی آبادتر شد جهانبدان تا بگوید که گنجش کجاستبه هر نیک و بد گشته همداستاندو دیده پر از آب و دل پر ز خونکه بهمن بدی نام آن نامورجوانی که دارد به گفتار گوشبدو داد ناگه یکی پاره زهرکه از دشمن این مهربانی مجویبه رنج و بلا گشته همداستانپدر کشته و زنده خسته به تیرپسندد چنین کردگار سپهر؟به گیتی پسند دلیران شویبه کار آر یکپار بر اردشیربه دخت گرامی بداد آن پیام

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 1  توسط فرهود جمالی  | 

 

اولين دوره «جايزه ملي قيصر» در حوزه كلام ‌موسيقي اهدا مي‌شود

 

 اولين دوره «جايزه ملي قيصر» در حوزه كلام موسيقي از سوي دفتر موسيقي در سال جاري برگزار مي‌شود.

                                         

 

 

بنا به گزارش روابط عمومي معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، با توجه به نقش موثر كلام در موسيقي ايراني و به منظور توجه و ارتقاي اشعار و ترانه‌هايي كه در ارتباط با موسيقي است، براي اولين بار جايزه ملي در حوزه كلام موسيقي به نام زنده‌ياد «قيصر‌ امين‌پور» برگزار مي‌شود.
به گزارش فارس، در اين جايزه، اشعار و ترانه‌هايي كه مرتبط با موسيقي است، مورد بررسي و ارزيابي قرار خواهد گرفت.
زمان برگزاري و شرايط اين جايزه متعاقبا اعلام مي‌شود.

 

تصوير قيصر امين پور شاعر معاصر ايران

منبع؛خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 15  توسط فرهود جمالی  | 

تنها صداست که می ماند

"علاءالدین" یک تجسم واقعی است از شعر این شاعرۀ بزرگ،"فروغ فرخزاد".او آواز و موسیقی ارزشمند ایل بختیاری را در عرصۀ هنر ایران به مقامی رساند که مورد توجه و عنایت قرار بگیرد و در جولانگاه ارزش گذاری،هیچ کس یارای آن را نداشته باشد که آنرا انکار کند...

 

لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 12  توسط فرهود جمالی  | 

 

چهارمین سالگرد درگذشت گل‌آقا برگزار شد

DSC00066.jpg

چهارمین سالگرد درگذشت کیومرث صابری فومنی(گل‌آقا) با حضور طنزپردازان، کاریکاتوریستها و دوستان و خانواده وی برگزار شد.
مراسم با قرائت قرآن آغاز شد و با زیارت عاشورا ادامه پیدا کرد. سپس جواد علیزاده کاریکاتوریست و مدیر مسوول نشریه طنزوکاریکاتور، ضمن گرامیداشت یاد صابری گفت:«بهترین خاطره‌ای که از گل‌آقا دارم مربوط به زمان چاپ اولین شماره نشریه طنزوکاریکاتور است که ایشان در نشریه‌شان به ما تبریک گفتند.»


                          DSC00020.jpg

مجتبوی نایینی،محمدرفیع ضیایی، علیرضا غفاری، جواد فرهنمد، صادق عزیزی، یاشار صلاحی، خوشرو، آقاجانی، ضمیری، نافعی، عبدالله مقدمی، هاشم طالب، جلال سمیعی، مرادخانی، مصطفی تاج‌زاده، طنزجویان آموزشگاه گل آقا، خوانندگان قدیم و جدید نشریات گل‌آقا و شاگردان و دوستان صابری نیز با حضور در این مراسم یاد و خاطره وی را گرامی داشتند.
                         DSC00035.jpg

در این مراسم هفته‌نامه گل آقا ویژه درگذشت مرحوم صابری بین حضار پخش شد و طبق خبری که در ته مقاله این نشریه به قلم پوپک صابری فومنی- مدیر مسوول موسسه گل آقا- آمده دوهفته‌نامه گل‌آقا از 26 اردیبهشت ماه منتشر می‌شود.

                      DSC00030.jpg

 

شرحی بر زندگی و فعالیت های کیومرث صابری را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 1  توسط فرهود جمالی  | 

 

 

 

معلّم،انفجارِ مهرباني ست

اگر جز اين،چنين نامي روا نيست

محصّل،خانه‌ي بي‌نظمِ عشق و

معلّم،ناظرِ خانه‌تكاني ست

 

 

 

 

معلّم، آخرِ افتاده باش! است

صفاي هفت‌سينِ ساده باش! است

سرِ هر پيچِ تند و پرتگاهي

فقط يك تابلوِ آماده باش! است

 

 

 

يا علي كن كه پري باز كنيم

تا خدا يك‌سره پرواز كنيم

امشبي -روزِ معلّم! اي واي!-

يادي از "يوسفِ تاراز" كنيم

 

 

سرایندۀ؛استاد علی بداغی

منبع؛دیندامال

 

 

امسال هم مثل سال گدشته باید بدون دایی بهمن به او تبریک بگویم.

 پس با کمال عشق،ارادت،احترام و... به معلم زندگی روزت مبارک،دایی بهمن.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 23  توسط فرهود جمالی  | 

 

 

مرگ سرآغاز حیاتی است ژرف     گوهر معنی بتراوَد ز حرف

هست به علم و نظر باغبان     کاشت و برداشت در این بوستان

کال،رسیده،چو گزیند رواست     چیدن و برچیدن گل وَهم ماست

سَر کند این مرثیه خوان زیر و زار     قصۀ نامردمی روزگار...

 

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 13  توسط فرهود جمالی  |