تهمينه ميلاني و فيلمسازياش در حيطه جنگ
تهمينه ميلاني «دا» را ميسازد
پس از انتشار شايعاتي مبني بر ساخت فيلمي با محوريت دفاعمقدس توسط تهمينه ميلاني، اين كارگردان سينما اظهار داشت: پيشنهاد ساخت فيلمي براساس كتاب خاطرات «دا» نوشته زهرا حسيني، توسط محمدرضا شرفالدين مديرعامل انجمن سينماي دفاع مقدس به من شد كه هنوز به مرحله قرارداد نرسيده است.
وي افزود: طرح آن را با عنوان «تنهايي پرهياهو» به نگارش در آوردهام و تحويل انجمن سينماي دفاعمقدس دادهام تا مذاكرات بعدي انجام شود.
ميلاني درباره طرح خود گفت: در اين طرح مقايسهاي بين آرمانگرايي نسل انقلاب و نسل امروز صورت گرفته است.
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
صداهاي نو از بانگ هاي کهن

آيندگان، آنها که از پس ما مي آيند اگر بخواهند چيزکي از امروز ما بدانند، پس از سرک کشيدن در تاريخ رسمي بايد لحظاتي هم گوش به موسيقي حسين عليزاده بدهند که او هم به گونه يي ديگر شايد بي آنکه خود خواسته باشد تاريخ به صدا نوشته است.
حالا 31 سال از آن پاييز 1356 که حسين عليزاده به کار ضبط قطعه هيجان زده «سواران دشت اميد» مشغول بود، گذشته است. موسيقي او در تمام اين سال ها در کنش و واکنش با پيرامون خود بوده . زماني هيجان زده و در قالب گروه چاووش در واکنش به حوادث 17 شهريور1357 قطعه «ژاله خون شد» را مي نويسد و هيجان زده فرياد برمي آورد؛ «ژاله خون کن/ خون جنون کن/ سلطنت زين جنون واژگون کن »، در روزگاري ديگر و در سال 1362با دردانه اش، «ني نوا» چنان طعم صوتي روزگار خود را منعکس مي کند که همه جريانات سياسي، اجتماعي و فرهنگي که گاه حتي متضاد با يکديگر هستند اين اثر را صداي موسيقي شده جهان خود مي دانند...
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
بقلم هوشنگ سامانی
درآمدی بر خنیاگری مسعود بختیاری
بهمن علاءالدین مشهور به مسعود بختیاری یک استثناء در تاریخ موسیقی بومی عصر حاضر به شمار می رود . او روایتگر بسیاری از گوشه های فرهنگ موسیقایی بختیاری زبان ها بود و نقشی بیش از یک خنیاگر بومی یافت و توانست در طول 35 سال از حیات خود، یک زبان مشترک موسیقایی بین همه بختیاری ها ایجاد کند. شاید همنسگ او در سایر فرهنگ های بومی ایران نتوان یافت...
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید...
ادامه مطلب
افتو زی افتو در ره هنی نویدی
کاشکی که چی آستاره دی سر بزیدی
دومین بزرگداشت یاد و خاطره خنیاگر بی بدیل بختیاری
استاد بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری)
در کرج،به روایت تصویر


بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
کوگ رشت خوشخون کاشکی هی بخونی

دومین سالگرد درگذشت استاد بهمن علاءالدین در کرج،پنج شنبه 9 آبان 87 در دو بخش و با حضور گستردۀ همشهریان کرجی و همتباران لر برگزار شد.
بخش اول برنامه در امامزاده طاهر کرج و بر سر مزار استاد بهمن علاءالدین و از ساعت 14 آغاز شد.در این بخش هنرمندانی چون علی اکبر مهدی پور،حافظ موسوی،کرامت باهنر،یوسف بختیاری و …به اجرای برنامه پرداختند...
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
سلام اي آسمانِ آسماري
گذرگاهِ غريبِ بيقراري
سلام اي زرده اي زايندهي عشق
نمادِ هقهقِ پايندهي عشق
سلام اي كبكهاي نغمهپرداز
بلندآوازگانِ بغضِ تاراز
سلام اي قلبِ غمگينِ چغاخور
نشسته زيرِ باران با دلي پُر
سلام اي رودِ از هر سو روانه
هنوزِ انتظاري مادرانه
سلام اي پيرِ بر مُنْگَشْتْ خفته
هزاران راز را در دل نهفته
سلام اي سرزمينِ خستهي من
دليلِ بغضِ بيپايانِ بهمن
سلام آبانِ بغض و بيقراري
گرهگاهِ نگاهِ بختياري
تک نواز

باز هم پاییز
تازشی از خشم ویرانگر
چشم پر اشک هزاران
دختر لچک ریالی
نالۀ غمگین کبک خوش نوا
در لابه لای شاخسار بس کهن
از قامتِ ایلِ اهورایی سرشتِ بختیاری
+++++
کوچ او را
کِی کنم باور؟
شیهۀ اسب تنهایش
میان شیرهای سنگی مغموم؟
"مال کنون" او چه غمگین بود
کوچ او بی شک
به سوی تک نواز آسمان،ناهید
خواهد بود
تا کنار پیکر پرتابش خورشید
تا میان نغمه های شیدایی ناهید
کوچۀ بی انتهای مهرورزان همیشه مست
بشنود بار دگر
آن نغمۀ جاوید عاشق را
کوچ او را
کی کنم باور؟
شیهه های اسب تنهایش
میان شیرهای سنگی مغموم.
شهلا مومنی چهارلنگی-خارک
برای صدایت که پشت تمام پنجره هاست/چراغ آورده ام/تو نبودی/آیینه داران جهان/به گیسوی کدام پری احساس دایره می گرفتند؟/بخوان/بخوان/بخوان/...تا صداهای گمشده به گلوگاه برگردد/
بهمن علاءالدین(متخلص به مسعود بختیاری/1385 -1319 مسجدسلیمان... / آهنگ ساز،خواننده،ترانه سُرای بختیاری/ مدفن امزاده طاهر کرج...) اسطوره آواز و حافظه ی تاریخ ِفرهنگی قوم[1] بختیاری ، قلب تپنده ی موسیقی و شعر... که با کاست های ماندگار و آئینی مال کنون... هی جار....تاراز...برافتو...آستاره...بهیگ ... زنده کننده فرهنگ و آئین و سنت های فراموش شده ی بختیاری است. او هنرمندی چند وجهی بود. توانمند در به کار گیری تکنیک های زبان بختیاری [2] ،هوشیار در آهنگ نوازی، تصویرگر فرهنگ آئین ، باور،سنت و حماسه ها؛ به این یقین رسیده بود که ریشه ی فرهنگ بختیاری را باید در تاریخ فرهنگی و فرهنگ شفاهی[3] آن جستجو کرد.گرچه کمتر به حرکت سنت شفاهی پرداخت شده ؛ ولی او آئین ،باور و سنت های پنهان مانده از چشم های ناباور را دوباره زنده کرد و باعث انگیزه درشعر و موسیقی آئینی شد....
منتقدانه موسیقی ، فرهنگ ، آئین سنت را همراهی کرد و تاثیر بسزائی در ارتقاء این مقام ها داشت. ودر گروه های آئینی و نمایش آیینی اقوام حس شیدائی را برانگیخت. موزیسینی فروتن که به میراث گذشته عنایت خاصی داشت و با حفظ صیانت فرهنگ وشناخت هسته ی سنت اقوام دیگر را هم با سابقه ی تاریخی موسیقی آشنا کرد ؛آن چنان که با شنیدن صدایش هر تار و پود ی کوک می شود و حس پایکوبی رقص یا کل و گاله و حتی خواندن سوگسرود به آنها دست می دهد.بهمن علاءالدین موسیقی و شعر زبان بختیاری را از ابتذال رهاند... به یقین اگر او نبود شعر و موسیقی قومی فراتر از گالروخوانی نمی رفت!! و از آواز بختیاری هم جز چند گالرو خوان چیزی باقی نمی ماند!!
او بختیاری را متوجه هویت خویش گرداند و آنها را با روحیه سلحشوری و جنگ آوری و آرمان خواهی و حماسه خوانی شیرعلیمردان و جنگ سفید دشت... محمدتقی خان چهارلنگ و قلعه تُل...ابولقاسم خان و سنگرهای اندیکا...نادر و فتح قندهار...و دوران پر غرور سردار اسعد و مشروطه ...و همه ی کسانی که برای احقاق حقوق بختیاری جانفشانی کردند.بختیاری با موسیقی به دنیا می آید و با موسیقی زندگی می کند و با موسیقی می میرد...
وُرِیستِن وُِریِستِین اَوُردِن بَهیگِ - به سر چادُر اِسبید و اَفتَوِ به تیِگِ
(به پا خیزید،به پا خیزید،عروس را آورده اند- عروس چادر سفید از فرط زیبائی گوئیا آفتاب به پیشانی دارد) ...بهیگ در فرهنگ هند و آریایی... بهاگِه(خدای خوشبختی در زناشوئی)که باعث دوستی بین زن و شوهر می شود.بِهاکا در زبان پهلوی معنی تازه عروس را می دهد.(در ایلات کردی با تلفظ «بوک »و در کردی ایلامی با تلفظ «وی» است) با توجه به ملودی خاص و کوبش دهل نشان از خبری خاص می دهد.
عروس را از مسافتی دور آورده اند. رفتن به پیشواز عروس که از ریتم موسیقی و کلام این هنجار شادی آفرین پیداست...عروس را بر مادیان تلمیت بسته(کجاوه) سوار کرده و نوزاد پسری را در بغلش می گذارند تا در آینده صاحب پسری شود .زیرا در عشایر بختیاری پسرزائی باعث قدرت اجتماعی و اقتصادی است!
دَدُم دُرگَلِ جم بکن دَورِ چاله- بِکُش پیش پاس گئو تو نرمیش کاله
(خواهرم دختران را دور اجاق جمع کن- و پیش پای عروس نرمیش قهوه ای را بکش)
...گئُو در لهجه هفت لنگی و گَگُو و گَگِه در لهجه چهارلنگ در معنی برادر با جمع گویل وبا اسم مصدر گئُوگَرِی... معمولا نرمیش را نمی کشند زیرا باعث ذات و بقای گله است.پس در اینجا خاطر این عروس و داماد خیلی عزیز است که جلو پایشان نرمیش می کشند.قربانی باعث رفع قضا و بلا می شود و معمولا نوک کفش شان را در آن به نیت خیر و نیکی در آن فرو می کنند. و در اینجا عروس طبق آموخته های از پیش لحظه ای مکث می کند در اصطلاح(گِر زیدن) تا هدیه ای را خانواده داماد به او بدهند!...
ادامه مطلب را حتما مطالعه نمایید...
ادامه مطلب


