برای صدایت که پشت تمام پنجره هاست/چراغ آورده ام/تو نبودی/آیینه داران جهان/به گیسوی کدام پری احساس دایره می گرفتند؟/بخوان/بخوان/بخوان/...تا صداهای گمشده به گلوگاه برگردد/
بهمن علاءالدین(متخلص به مسعود بختیاری/1385 -1319 مسجدسلیمان... / آهنگ ساز،خواننده،ترانه سُرای بختیاری/ مدفن امزاده طاهر کرج...) اسطوره آواز و حافظه ی تاریخ ِفرهنگی قوم[1] بختیاری ، قلب تپنده ی موسیقی و شعر... که با کاست های ماندگار و آئینی مال کنون... هی جار....تاراز...برافتو...آستاره...بهیگ ... زنده کننده فرهنگ و آئین و سنت های فراموش شده ی بختیاری است. او هنرمندی چند وجهی بود. توانمند در به کار گیری تکنیک های زبان بختیاری [2] ،هوشیار در آهنگ نوازی، تصویرگر فرهنگ آئین ، باور،سنت و حماسه ها؛ به این یقین رسیده بود که ریشه ی فرهنگ بختیاری را باید در تاریخ فرهنگی و فرهنگ شفاهی[3] آن جستجو کرد.گرچه کمتر به حرکت سنت شفاهی پرداخت شده ؛ ولی او آئین ،باور و سنت های پنهان مانده از چشم های ناباور را دوباره زنده کرد و باعث انگیزه درشعر و موسیقی آئینی شد....
منتقدانه موسیقی ، فرهنگ ، آئین سنت را همراهی کرد و تاثیر بسزائی در ارتقاء این مقام ها داشت. ودر گروه های آئینی و نمایش آیینی اقوام حس شیدائی را برانگیخت. موزیسینی فروتن که به میراث گذشته عنایت خاصی داشت و با حفظ صیانت فرهنگ وشناخت هسته ی سنت اقوام دیگر را هم با سابقه ی تاریخی موسیقی آشنا کرد ؛آن چنان که با شنیدن صدایش هر تار و پود ی کوک می شود و حس پایکوبی رقص یا کل و گاله و حتی خواندن سوگسرود به آنها دست می دهد.بهمن علاءالدین موسیقی و شعر زبان بختیاری را از ابتذال رهاند... به یقین اگر او نبود شعر و موسیقی قومی فراتر از گالروخوانی نمی رفت!! و از آواز بختیاری هم جز چند گالرو خوان چیزی باقی نمی ماند!!
او بختیاری را متوجه هویت خویش گرداند و آنها را با روحیه سلحشوری و جنگ آوری و آرمان خواهی و حماسه خوانی شیرعلیمردان و جنگ سفید دشت... محمدتقی خان چهارلنگ و قلعه تُل...ابولقاسم خان و سنگرهای اندیکا...نادر و فتح قندهار...و دوران پر غرور سردار اسعد و مشروطه ...و همه ی کسانی که برای احقاق حقوق بختیاری جانفشانی کردند.بختیاری با موسیقی به دنیا می آید و با موسیقی زندگی می کند و با موسیقی می میرد...
وُرِیستِن وُِریِستِین اَوُردِن بَهیگِ - به سر چادُر اِسبید و اَفتَوِ به تیِگِ
(به پا خیزید،به پا خیزید،عروس را آورده اند- عروس چادر سفید از فرط زیبائی گوئیا آفتاب به پیشانی دارد) ...بهیگ در فرهنگ هند و آریایی... بهاگِه(خدای خوشبختی در زناشوئی)که باعث دوستی بین زن و شوهر می شود.بِهاکا در زبان پهلوی معنی تازه عروس را می دهد.(در ایلات کردی با تلفظ «بوک »و در کردی ایلامی با تلفظ «وی» است) با توجه به ملودی خاص و کوبش دهل نشان از خبری خاص می دهد.
عروس را از مسافتی دور آورده اند. رفتن به پیشواز عروس که از ریتم موسیقی و کلام این هنجار شادی آفرین پیداست...عروس را بر مادیان تلمیت بسته(کجاوه) سوار کرده و نوزاد پسری را در بغلش می گذارند تا در آینده صاحب پسری شود .زیرا در عشایر بختیاری پسرزائی باعث قدرت اجتماعی و اقتصادی است!
دَدُم دُرگَلِ جم بکن دَورِ چاله- بِکُش پیش پاس گئو تو نرمیش کاله
(خواهرم دختران را دور اجاق جمع کن- و پیش پای عروس نرمیش قهوه ای را بکش)
...گئُو در لهجه هفت لنگی و گَگُو و گَگِه در لهجه چهارلنگ در معنی برادر با جمع گویل وبا اسم مصدر گئُوگَرِی... معمولا نرمیش را نمی کشند زیرا باعث ذات و بقای گله است.پس در اینجا خاطر این عروس و داماد خیلی عزیز است که جلو پایشان نرمیش می کشند.قربانی باعث رفع قضا و بلا می شود و معمولا نوک کفش شان را در آن به نیت خیر و نیکی در آن فرو می کنند. و در اینجا عروس طبق آموخته های از پیش لحظه ای مکث می کند در اصطلاح(گِر زیدن) تا هدیه ای را خانواده داماد به او بدهند!...
ادامه مطلب را حتما مطالعه نمایید...
ادامه مطلب