بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری)

آستاره صُحو بُگویین نَهلی شَو بِمَهنِه><زیتری دِرآو که دی ریشه شو بِکَهنِه

یک ساله شدم-1

زیباترین نظرات کاربران وبلاگ از ۸ شهریور۸۶ تا ۱فروردین ۸۷

مازیار بهداروند

اکنون که خیال در جنون
اندیشه ایل
مالکنون
تنها به تو اندیشم در خویش برانم
هی جار دل خویش به انجا برسانم
تاراز تو را نیز همراز دل خویش از رود خیالم
به برافتو بکشانم
(سروده ی دوستی عزیز)
((یاد استاد یکه تاز بختیاری گرامی باد))

 

 

رضا

فردوسی" زبان و فرهنگ ایران زمین رازنده کرد و استاد بهمن علا الدین فرهنگ و زبان بختیاری را درقرن بیستم باتمام "دنگ و فنگ"زمانه "اول به قوم خودشناساند و بعد به مردم ایران و جهانیان معرفی نمود.
ازشعر:چه خوه مال بار ونه پاچشمه کورنگ تا بیان یک بگرن چالنگ وهف لنگ"هم میتوانید درصفحه اول استفاده کنید.اززندگینامه و عکسهای استاد نیز استفاده کنید.

 

 

سعید جمشدنیا

بنام خداوند بخشنده مهربان

سياهي سر زلف تو روزگار منه

كرشمه كار تنه و گريوه كار منه

دلم نخواست زلف سياسه خم بزنه

يو هر قدر كه به پيچس گره به كار منه

زديري تو چونو خين اريزه از دل مو

كه مرگ حاضر و هردم به انتظار منه

تمام حسرت و دلتنگي مو از اينه

خدا نكرده بفهمي يو روزگار منه

گذشت افسر دي روزگار خوشحالي

خزان عشق گرهده گل بهار منه

 

 

محسن   dovar.blogfa.com

روز گار چی بادو باد چی روزگاره
روزگار چی کوچ لر هه به گداره ...
روزی گاری بید دلم غم ندونست
ناونم غم نبید یا دل ندونست ..
پیا خوه دمت گردم ...
بازم داغ دل ایمانه تازه کردی ...کاش استاد نه مین سر زمین بختیاری به خاک ایسپردیمس ...

 

 

سعید جمشدنیا

سلامی به لطافت مو سیقی . هی یاری .آواز شوخی.برافتو.بهار.آواز برزیگرون.بوی خوش گل باوینه وسربلندی نمدار خان.ومقام دهکردی وآواز شلیل.وزیبایی کوک تاراز.و به بی قراری آواز بیقرار.ودل تنگی آواز یار یار. و به وفای آواز بی وفا . وبه عهد وهمنشینی آواز دل . و به مستی آواز شاباش. وتشنگی آواز چوپی گلم .وبه لطافت نی در آواز سحر گاه کوچ .و به زیبایی عشق ممد للری . و به بنفشی آواز مینا بنوش .و آتش عشق آواز خروس خوان .و چشم به راهی آواز تی به ره .و یک گری چار لنگ وهفت لنگ آواز بلال بلال.و تنها ی وبی وفای آواز دیمه .و عهد ماه وستاره آواز همدرنگ .و به شور آواز شو ومه .و دل کبابی آواز دختر لچک ریالی .و مهربونی دنیا آواز گل های کاغذی .و عشق آواز لیلی ومجنون .و زیبایی وخوشکلی بهیگ ....

 

 

سعید جمشدنیا

کوک تاراز هم رفت کسي دور ورم نيست
چنين بي كس شدن در باورم نيست
اگر اين آخرا اين عاقبت بود
كه جز افسوس هوايي در سرم نيست
علاالدین هم رفت كسي دیگه نمودنش
كسي سوز دل ما رو نخوندش
کوک خوش خون رفت اين دل ما را
همون كه فكر نمي كرديم سوزندش
كه دونه غم دل اندر نخورده
كه آيا زنده ايم يا جون سپرده

 

منصور گماری

درود برروح پر فتوح خسرو آواز بختیاری:
ای کاش تا زنده بود، بیشتر ثمرات خدمتش را به فرهنگ ، زبان و موسیقی بختیاری می دید.صدای ماندگار،اشعار ماندگار نیز می خواهد امیدوارم تمامی اشعارش کتاب شود، تا با فهم بهتری اشعارش را زمزمه کنیم یادش گرامی باد.

 

 

یک بختیاری

با یاد آن" آستاره"ًصو و کبک خوشخوان "تاراز" ایل ؛ورود شما را به این عرصه صمیمانه تبریک میگم.جایتان واقعا خالی بود.امیدوارم بتوانید با استفاده از نظر همه صاحب نظران و کمک همه اصحاب رسانه و راهنمایی همه دلسوزان در راستای آنچه که در مقدمه و فراخوان خود نیز به آن اشاره داشته اید و بویژه نهادی برای زنده نگه داشتن یاد آن استاد فقید و کانونی برای توسعه و ترویج فرهنگ و سنت ها و آیین های ایل موفق باشید.کارتان برای شروع خوب است ولی به نظر من برای ادامه اصلا کافی نیست.باید شکیل ترین و هنرمندانه ترین و حرفه ای ترین باشید.یادتان باشد همه تاریخ و فرهنگ و شان وافتخار و شایستگی ایل جلیل بختیاری اینک در یک نام خلاصه شده است ،بهمن علا الدین(مسعود بختیاری).لذا از شما انتظار می رود بهترین باشید و کانون و مرکز. چون ایل بختیاری بهترین بوده و مسعود بختیاری بهترین و کانون و مرکزیت این ایل.برای بهترین بودن و ماندن هم باید بسیار زحمت کشید.
از وجود این همه هنر مندی و لطافت و احساس پاک در شعر جناب آقای بداغی نیز لذت بردم.امیدوارم باز هم برای ما بگویند.

 

 

 

محسن   dovar.blogfa.com

کاش کاری میکردند تا استاد رو در خاک بختیاری در استان خوزستان دفن نمایند ...
تا همگی همچون پروانه گرد وجودش بگردیم ...وبه تهرانیها و سایر عزیزان ثابت کنیم استاد چقدر محبوبیت دارد .

 

 

عبدی_payamneh.blogfa.com

سلام دوست گرامی
من در میان هموطنان بختیاری و قوم شریف لر به احساس و عاطفه ای دست یافته ام که در دیگر اقوام به این پایه لا اقل من ندیده ام درست در خاطرم هست دوست خوبی بود که شاید آقای ریحان سروش مقدم یا ترکیب دیگری از همین سه لغت باشند و دوران دانشجویی ما با ایشان دعب دوستی داشتیم ایشان به لهجه زیبای لری بختیاری اشعاری داشتند که من هیچگاه آنهمه احساس رانتوانستم مثلا در یک مصرع بگنجانم ای کاش می شد بدانم ایشان به کجا انجامیدند
"بوم ئی گو دیه نیا دیم ئی گو رو دلته بیا وای و او روزل سیا که نه تور زم تا بیای"
پاینده باشید

 

 

Monjezi.blogfa.comغلامرضا منجزی

سلام دوست عزیز
نوشته هایت را خواندم . به حق بهمن روح بزرگی بود که در آواز دلکش و زیبای دختر لچک ریالی تجلی حضور پیدا کرد و با هر آواز یا بهتر است گفته شود با هرنت و لفظی که می خواند متکثر می شد . زندگی بهمن خود یک ترانه ی ماندگار بود . ترانه ای که تا ابد پژواک رسای آن در دل و جان تک تک ما زنده و باقی خواهد ماند . روحش شاد و یادش به عمر موسیقی و آواز بشر پاینده باد . متشکرم که قابل دانستید .

 

 

کیارش  5sunland.blogfa.com

چگونه برزگران داس بر گندمها برانند
بی تو
اشک در چشم و آواز برزگری بر لب
چند نفس باقی است
تا دروی بعدی
بی داس و آواز و تو

 

 

نگاهین+negahin.blogfa.com

بنه اي روزگاره
چطور دنگ ايدراره
بنه چه دنگ وفنگي
دراورده دوباره
خدابيامرزه بهمن علاءالدين كه خوس وا دنگ و فنگ روزگارخو آشنا بيد
حيف كه تا بيدس لااقل يه گراميداشتي سيس نگردن حالا دي چه فايده ؟
روحت شاد كه هني هني سوز صدات هَرسا دام و بووم دراياره

 

 

Jamaljamal.blogfa.comجمال ناصری

باز آبان و بوی غریب دلتنگی
باز آبان و غم هفت و چهار لنگی
باز آبان و سکوت سرد بی رنگی
باز آبان و غم شیرهای سنگی
باز آبان و غروب کبک یکرنگی
سکوت بهمن و ما و ماه دلتنگی

 

 

Khorbeh.blogfa.comمحمد داوودی

بياد بهمن
موسيقي و نوا در ميان قومي به بلنداي تاريخ ايران زمين با نواهايي دل انگيز ، از نسلي به نسلي ، سينه به سينه راهي هزاران ساله را طي نموده و اكنون شرح درد ها و رنجها ، شاديها و غم هايي است كه هنوز هم از عمق جانهاي شيفته ، پركشيده وبر بلنداي زاگرس طنين انداز است .
سفيدي برفها ، در تقارن با سپيدي و سادگي مردماني پيوند خورده كه اكنون نياز به بودن و تحول را در خود احساس مي كنند و شايد موسيقي يكي از اركان ماندگاري و شدن در ميان اين قوم تاريخي است . نوا و موسيقي برگرفته از جانهاي پاك است و از اين منظر موسيقي و آواز در ميان اقوام بختياري ماهيتي عيني دارد .
موسيقي و شعر ، بخشي از زندگي كوچ گران است كه از آن در بزم و رزم و ماتم و شادي استفاده ميشود و خاستگاههاي خود را در قالب هاي متنوع آن بيان مي كنند .

عشق ، زندگي ، بودن ، همبستگي ، همدردي از ويژگي هاي بارز موسيقي بختياري است .

در اين بين بهمن علاالدين با دارا بودن اين ويژگي ها و نواي گرم و دلنشين خود در بسط و گسترش موسيقي بختياري از جايگاه ويژه اي برخوردار است .

ويژگي كار او آميزش هنرمندانه ، شعر ، نوا و ريتم است كه همه برگرفته از رقص هاي محلي است و شايد بدين لحاظ كارهاي او بردل ها نقش مي بندد وخاطره انگيز مي شود .

بي شك تقدير از بهمن علا الدين يعني تقدير از تمام كساني است كه در قالب گروهي به توسعه اين فرهنگ اهتمام ورزيده اند و هر كدام به سهم خود ، با سرودن شعر ، ساختن آهنگ ، تنظيم ، نوازندگي و نهايتاً توليد اين كارهاي ارزنده نقش داشته اند .

ياد اين اسطوره تاريخ موسيقي بختياري گرامي باد و اميد است ياران او با تداوم و استمرار تلاش هاي خود بتوانند ، بهمن ديگري را در ميان جوانان مستعد اين قوم كهن شناسايي و پرورش داده و به ايران بزرگ معرفي نمايند

 

محمد   khorbeh.blogfa.com    

     چَنگ زيدُم به زِندِگوني وا دِلِ خَش

شُو و روز مَست و كَلو چي بُزِ اَخوَش


تَش به كارِ روزگار و ايي همه غَش

آستاره بَختِ مُو نِه وَنده مِنه تَش

 

 

    علی خدادادیmehnat.blogfa.com

كاش بويدي هم زنو ، سيمون بخوندي
با صدا شيرين خوت ، غمنه بروندي

كاش بويدي هم زنو ، وا با ستاره
شاه بيتي ز هفت وچار ، سي ايل بخوندي

 

 

جمال ناصری

بزن حافظی!
بزن حافظی!
بزن حافظی! بزن.....
امیدوارم که تا دیر نشده قدر امثال حافظی را بدانیم فکر نکنم دیگر کسی بتواند قدرت و چیرگی استاد حافظی را در موسیقی بختیاری تکرار کند.

 

 

    Kurebida.blogfa.comکر بی دا+

رگا گلیته ایگوی باطلا خدا بفته
غلوه خیفه .
گدی دیارم نیهد . هی کر پاهیز جلدی رسید به دین که جو گوسندونکه م . زطرفی
دور دنگ ودونگ یه چندمن غله هم بیدم آخه ما رعیتون جور او لوف که ایا و گلین خمونه ز او بکشیم اندی خیس که چه عرض کنم او ابرس تا تنگه هرمز.
به هر حال همی روزا وا خورجین پر ایام خذمت گئویل ز گل بهدرم .
دلبرشته لر کر بی دا

 

 

 

علی خدادادی+   mehnat.blogfa.com

كوگِ خوشخون دلم رَه ، هُلِ هفت چاله سَرُم

رَه سِتينه دلِ مُو گَََه ، هُلِ هفت چاله سَرُم

مُو بلا كِردُمِ رَهنهِ ، بگرين دستِ مُونه

به شُوُوم ني زَنه دي مَه ، هُلِ هفت چاله سَرُم

 

 

 

    Dindamal.blogfa.com   بهداد بداغی

دلت آخرِ خون و بی‌صبری است؟
دمی اختياری دمی جبری است؟
چه خوش‌ها به حالت! كه در عصرِ سنگ
هوای دلت همچنان ابری است

 

 

لیلا ناظمی+

سلام!
از این که به همشهری ات سر می زنی و غربت اش را سبک تر می کنی ممنون ام. مطالب خوبی را برای وبلاگ انتخاب می کنی. بدون تعارف از خواندن آن ها- به شخصه- لذت میبرم. اما چند پیشنهاد برایت دارم که می توانی با خونسردی تمام ردشان کنی: عنوان و مطلبی که درباره وبلاگ نوشته یی به نام خودت باشد بهتر است. بزرگان را می توانی در متن وبلاگ معرفی و به آن ها بپردازی که مطمئنن خواناتر خواهد بود چون بعد از مدتی طولانی- شاید- دیگران با علاقه درباره ی درگذشته ها دنبال مطلب نباشند. این را با تجربه به تو می گویم. اگز امکان داشته باشد از عکس هایی استفاده کنی. چون بعضی از مطالبی که انتخاب می کنی به نوعی مستند هستند و داشتن عکس بر جذابیت آن ها می افزاید. اگر تاکید داری مطالبی که انتخاب می کنی حتمن درباره ی بختیاری ها باشد که هیچ و گرنه می توانی از نوشته ها و خبرهای دیگر هم بهره ببری و دیگر سلامتی شما. باز هم می گویم وبلاگ و مطالب خوبی داری. به امید دوام و پایداری اش! باز هم سر می زنم. تا دوباره...!( راستی نوشته یی که کدام شهر برای تدفین دوباره ی مسعود بختیاری مناسب تر است؟ بگذاریم روح اش به آرامش برسد و گرنه جسم که... امکان دارد حذف اش کنی؟)

 

 

 

کر بی دا

سلام گئو
چه فاده مسلیمون وابیده چی یه مالوارگه گپی وارگه ها خووه ن که زصفا صمیمیت هوای پاک گئوگری و.......اما شهر اولین ها چه وابیده . چه جاس منده غیرزا بیکاری بی نظمی شهری شلوغی لیش خیابونا دره ها جوی ها پر هره بیمارستانها چول چاربرد و ز همه مهمتر شهری که بختیاری مین س خیلی غریو و بی کسه .
هر وخت ایام مسلیمون فرگ اکنم ارم بخ خونه خم اما وختی سوار وابیدی زترمینال تا منه شهر راننده که ضبط روشن کرد دی تو منه شهری اری که وا چندمثل خلاصه اکنم
×××
اشکم خال قورت ول
سیل منه ری دا بو نکردن
یار ول کردن و به دوست نرسیدن
و .... دی نی بو بگم که دلم داره دردی
مردمون مال دلم داره دردی
جانشین گل وابید خار زردی
مردمون مال دلم داره کینه
جانشین گل وابید خار گینه

 

 

 

علی خدادادی

 

سلام ستین دلم
ز یو که هی ویرت با مو هد ممنونم.
یه دو بیت شعر که سی دله برشتم ز داغ پیا گپ ایلمون آبهمن گودمه تقدیمت اکنم.
هی حالت خش بو و تنت سالم.
كوگِ خوشخون دلم رَه ، هُلِ هفت چاله سَرُم

رَه سِتينه دلِ مُو گَََه ، هُلِ هفت چاله سَرُم

مُو بلا كِردُمِ رَهنهِ ، بگرين دستِ مُونه

به شُوُوم ني زَنه دي مَه ، هُلِ هفت چاله سَرُم

 

 

دختر بن آسیاب

 

وقتي از بهمن ميخونم وقتي از بهمن مي شنوم وقتي..... بغضي غريبي گلويم را مي فشارد. و با خود زمزمه ميکنم که اي دريغ از صداي راستين ايل سترگ بختياري که به خاموشي نشست.

 

مژده عزیزی پناه

آستاره صوو بگوین نهلی شو بمهنه
زیتری دراو که دیره


آستاره ما غروب نکرد فقط در پشت ابری مهربان نظاره گر ماست

کیارش

 

اوج سترگی یک شخصیت تا چه حد می تواند باشدکه هر چه از دوری اش بیشتر میگذرد، به پویایی بیشتری نیز برسد.کمتر در خاطر داریم فراق عزیزی تا بدین قدر یاران را به اندیشیدن و خلق یادمان وا داشته باشد.
حیف که این همه زیبایی بدون او لذت می بخشد.

 

سعید نژادسلیمانی

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند...
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته...
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت...
فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت...
خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود...
"زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ مي شود"...

 

کیارش

"مادر" که قدمهای بی تکرارش با لباس تا ابد مشکی زندگی را طی می کند و زندگانی می بخشد به قدمهایی که هنوز قدمی را طی نکرده است.
رحلت بانوی فرزند نیک- بی بی لیمو علاالدین که روح منتظرش حال با عزیزترین ایلی محشور شده است، آسمانی باد.

 

منصور گماری

من کسی هستم که علی الرغم فامیلی(از طرف مادر)بازنده یاد استاد آبهمن علاالدین،موفق به زیارت ایشان نشدم ولی می خواهم مطلبی رابگوییم که بد نیست سایردوستان نیز بخوانند.چند سالیست بصورت مبتدی در موسیقی و آواز(فقط در خانه) فعالیت دارم و با اشعار استاد زندگی می کنم،عشقی که به صدای روح بخش استاد و موسیقی بختیاری دارم باعث شد، تمامی آثار گرانقدرشان را بنوازم و شعرهایشان بنویسم بدون اینکه کلاس موسیقی یا آواز رفته باشم و هر روز باید حداقل 1ساعت روی آثار استادکارکنم و به سایر دوستان به بعنوان برادر کوچکتر توصیه میکنم،آثاراستاد "یگانه گنجینه فرهنگ بختیاری" باید در هر خانه ای باشد وبه نسل جوان منتقل شود، اصطلاحات،وقایع وداستانهایی که در آثار بکار رفته ،گویای زنده بودن زبان بختیاریست که نباید بدست فراموشی سپرده شود. پرحرفی کردم مرا ببخشید.

 

محمدمراد

 

برگی می افتد
به دهان گوسفندان

کبکی مرثیه می خواند
بر سایه ی بلوط
که به هزار لای غریب میرود

× × ×

گریبان هزار چاک
زلف پریشان
گرزی پنهان درگلو
از گوشه ی پرزین آسمان گذشتی
و
ماه گیسوبریده
به امانت گاه
بوی چویل می داد

× × ×

از انتهای کوچه های نا آشنا
همه شب
کسی آتش به نا
هیهات ماه می خواند :

هرکه منجامون نشست
دلس چی دلم با

 

کیارش

یکی از مهمترین فاکتورهای اصالت هر انسانی زبان است.( هر چند موسیقی، لباس،تاریخ و ... نیز) که خوشبختانه ایل فاخر بختیاری از همه ی این مهم ها بهره ی کامل دارد. زبانی که در طول تاریخ ماهیت خود را حفظ کرده و هر گاه در شرایطی تاثیر پذیر بوده، باز هم ماهیت اصلی خود را از دست نداده است.
این تشابه سرنوشت در زبان پارسی نیز قابل توجه است. پس از هجوم اعراب به ایران و دیگر کشورها، زبان عربی توانست جایگزین زبان اصلی آن دیار قرار گیرد.
ایران از معدود کشورهایی بود که زبان خود را حفظ کرد و مغلوب زبان تازی نگشت.
مثال واضع آن کشور مصر است. مصریان عرب نمی باشند ولی با زبان زبان عربی مکالمه می نمایند.
در زمان معاصر نقش ادیبان و حتی مردم عام بختیاری جهت گسترش و آموزش زبان بختیاری به نسل امروز بیش از پیش است.اگر نسل امروز و فردا را به این زبان زیبا راهنما نباشیم، فاصله و خلا’ احتمالی سخت جبران خواهد شد.

 

 ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 17  توسط مهرداد جمالی  |