تبليغاتX
بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری) - از ماست که بر ماست

بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری)

آستاره صُحو بُگویین نَهلی شَو بِمَهنِه><زیتری دِرآو که دی ریشه شو بِکَهنِه

 

پس از انتشار گزارشی کارشناسانه دربارۀ زبان لری در استان لرستان در خبرگزاری ایرنا،که واکنش همتباران را در بر داشت،بر خود لازم دیدم که در این ماجرا با همتبارانم همراه باشم.

 

از ماست که بر ماست

 

 

با درود بر دوستان عزیز در "لور"بخصوص جناب "خدایی"

   گزارش و تحلیل کارشناسانۀ آقای عزیزی را روز شنبه ۱/۱۰/۸۶  در لور خواندم و متاسف شدم.

   من زبان شناس نیستم ولی در مورد تحلیل و کارشناسی جناب عزیزی باید بگویم،در لرستان چیزی به اسم فارسی محلی نداریم ،ایشان اگر در مورد زبان مردم استان خراسان سخن می گفتند و می فرمودند،در شهر سبزوار(۱) به فارسی محلی سخن می گویند (یا بهتر بگویم فارسی را با لهجه صحبت می کنند) قابل قبول بود یا می فرمودند در استان فارس و شهرستان شیراز به فارسی محلی سخن می گویند پذیرفتنی می نمود اما در مورد زبان(یا گویش) لری...

   اما هرچه فکر کردم بیشتر به این قضیه پی بردم که آقای عزیزی و خبرگزاری ایرنا چندان هم مقصر نیستند.در مورد ایرنا که مطمئن هستم،شاید تنها ایرادی که به کار آنها وارد باشد اشتباه تایپی دربارۀ40 ساله بودن قدمت زبان لکی است وگرنه چند سطر بالاتر به قدیمی و باستانی بودن زبان لکی اشاره شده است. قصد من البته معصوم نشان دادن ایرنا و آقای عزیزی هم نیست و همانگونه که همۀ دوستانِ لر من اشاره داشتند حق ما این نبوده و نیست که اینگونه مورد تمسخر دیگران قرار بگیریم(مسئله سال گذشته و چوخا) و یا زبان بخشی از سرزمین مان را فارسی محلی تحلیل و کارشناسی کنند.

   کوتاهی آنها جای خود اما خودمان متهمان ردیف اول هستیم.البته من جور دیگری به قضیه نگاه میکنم.این افتخار را داشتم که برای اولین باردر کوچ بهاره یعنی در اواخر اردیبهشت 86 همراه ایل بختیاری از اندیکا تا کوه تاراز و بازُفت و نهایتا کوهرنگ باشم.در نگاه اول چون آن مناطق را تا آن زمان ندیده بودم و تعلق خاطر بسیاری هم به آنجا داشتم،مجذوب زیبایی ها و طبیعت بکر و دست نخورده و برخورد مهربانانۀ مردم با صفای ایلیاتی شدم.پس از چند روز به مسائل دیگری چون چگونگی انجام کوچ (که اکثرا با ماشین انجام می شد)و نوع پوشش مردم نیز توجه نمودم.

   قطعا همگان فکر می کنند اهالی آن دیار لباس های زیبای محلی به تن داشتند اما اینگونه نبود حتی بنده تعداد افراد با پوشش محلی چه زن و چه مرد را یادداشت کردم.نتیجه این بود که خیلی کمتر از نصف آن عزیزان لباس محلی به تن داشت.

   البته حرف بنده این نیست که مردان بختیاری حتما باید چوخا و دبیت به تن داشته باشند یا زنان میبایست شلوار قِری و مینا بپوشند و این را نیز نمگویم سراسر به آهنگ های بختیاری یا بطور کلی محلی گوش کنند اما وقتی خود ما برای ساده ترین مسائل زندگی چون پوشش،دیگر به آداب و رسوم همین دهۀ قبل توجه نمیکنیم دیگر چه انتظاری از یک خبرگزاری تهران نشین است.

   در پایان ضمن ابراز همدردی صمیمانه با جنابعالی و نشریه اینترنتی لور در قبال این گزارش،همدردی خود و خانواده ام را با تمامی لرتباران اعلام میکنم و توجه همگان را به سروده های بزرگان لر چون استاد علاءالدین،شادروان داراب افسر بختیاری،استاد رحمانپور،استاد علیپور و... که همواره از برادری و نزدیکی قوم لر سخن گفته اند یک بار دیگر جلب می نمایم؛

بوین حالا دست به یک دادن جون سی یک دادن چندی آسونه

بوین حالا وقتی با یک بویم روندن دِشمِن چندی آسونه

دیه شو تاریک سی دیدن صُحو تی بره منشین ایبرت خو

حالا ایتری دی نگو نترم خوت وُری بدرآو گو چی افتو

تو چی افتو خوت وُری بدرآو چی چشمه وا بوی نه چی گورآو

حالا ایتری دی نگو نترم خوت وُری بدرآو گو چی افتو

حالا ایتری دی نگو نترم خوت وُری بدرآو گو چی افتو...

 

 

۱-بیشتر مردم در روستاها به گویش سبزواری و در شهر سبزوار به لهجهٔ سبزواری سخن می گویند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 12  توسط فرهود جمالی  |